آستان مقدس علی بن امام محمد باقر علیه السلام - مشهد اردهال
السلام علیک یا علی بن محمد الباقر علیه السلام




امروز : يكشنبه
14 / شهريور / 1389

امروز:5
كل بازديد كنندگان :19798



نكته هاي ناب از آيت الله العظمي بهجت ... روزی مرحوم شیخ انصاری در اثنای درس دید یکی از شاگردانش ...

نکته های ناب از آيت الله العظمي بهجت
همان آقا که در گوش تو بسم الله خواند
روزی مرحوم شیخ انصاری در اثنای درس دید یکی از شاگردانش که همواره در درسش حاضر می شد و مطالب را درک نمی کردآن روز درس را می فهمد و گاهی هم به ایشان اشکال می کند بعد از درس از کنار او گذشت و به او فرمود : همان آقا که در گوش تو بسم الله خواند برای من تا آخر حمد تلاوت نموده است .
کرامتی از مرحوم سید بحرالعلوم
زمانی که سید بحر العلوم در مکه توقف داشته زندگی ایشان در آنجا اشرافی بوده ، بیرونی با تشریفات و مخارج ، ریاست و رفت و آمد و ... به حدی که زمانی مقداری غذا همراه با چندین اشرفی برای کسی می فرستد ، او می گوید : در عمرم چنین غذایی نخورده بودم . و نیز روزی خادم او به او گفت : خرجی تمام شده است . سید نامه ای به صورت برات و حواله به او داد و محلی را در پشت صفا آدرس داد که آنجا دکان تاجری است برو و از او بگیر. خادم رفت و آن شخص را دید و حواله را به او داد وی نیز با احترام مقدار زیادی پول به خادم تقدیم کرد . بعد از مدتی خادم به همانجا رفت تا تاجر و دکان را پیدا کند ، ولی هر چه گشت اثری از آن محله و بازارچه و دکان ها در پشت صفا ندید ، ولی پولی که از ان تاجر گرفته بود همچنان باقی بود و آن را خرج می کردند.
عمل مرحوم آقا سید یونس اردبیلی به وظیفه در شدت ابتلا
در قضیه مسجد گوهرشاد عده ای را دستگیر نمودند ، هشت نفر از علماء هم در میان آنها بودند و معلوم نبود که انها را به کجا می برند و اعدامشان می کنند یا ... تا این که آقا سید ابوالحسن اصفهانی برای نجات آنها از نجف به رضا شاه تلگراف کرد ، ولی از آنجا که در تلگراف کلمه ی "حتما" ذکر شده بود تلگراف از کرمانشاه برگشت و ایشان دوباره تلگراف زدند و از اعدام آنها صرفنظر شد . یکی از علمای دستگیر شده می گفت : همه ما با حال ناراحتی و تضرع مشغول توسلات و زاری و دعا و گریه بودیم ، اما هنگام رفتن به دستشویی می دیدیم که آقا سید یونس اردبیلیمشغول مطالعه ی کتاب "جواهر" است !! به گونه ای که گویی اصلا در گرفتاری نیست گویا ایشان تکلیف را همان دیده اند . تنها از نماز خواندن لذت می برم
آقای میرزا حسین میرزا خلیل در سن نود سالگی می فرموده است : غذا خوردن برای من مانند این است که انبان و کیسه ای را پر می کنند می کنم و هیچ از خوردن غذا لذت نمی برم ، آن چه از آن لذت می برم نماز خواندن است . شخصی می گفت : مکرر می دیدم ایشان بعد از نماز صبح و در بالا سر حضرت امیر در مصلی می ایستاد و تا طلوعآفتاب به نماز مشغول می شد .
تعطیلی درس برای به پا داشتن نماز شب
زمانی سید بحرالعلوم درس را تعطیل نمود ، علت را جویا شدند فرمودند: آخر شب از مدرسه ای می گذشتم دیدم طلاب خوابیده اند و برای نماز شب بیدار و تهجد نیستند . مستحبی که هزار واجب در آن است!
معلوم می شود نماز شب مستحبی نظیر روضه خوانی است ، زیرا وقتی در زمان رضاخان روضه خوانی را منع کردند ، یکی از اصحاب و اطرافیان حاج شیخ عبدالکریم حایری به ایشان عرض کرد : چیزی نیست ، روضه خوانی یک عمل مستحب است که پهلوی آن را منع کرده است ، ولی حاج شیخ فرمود : بله مستحبی است که هزار واحب در آن است. خدا میداند که چقدر احکام واجب و چه حالات و سیره و کلماتی از سیدالشهداء و سایر معصومین که در مقدمه ی روضه نقل می شود که سبب تقویت دین مردم است .
مزار شریف
نقل می کنند امیری در افغانستان به زخم غیر قابل علاج مبتلا شدو شبی در خواب حضرت امیر (ع) را دید. حضرت به او فرمود : علاج این زخم روغن ( لا و لا ) است . وی بیدار شد و به هر کس می گفت که روغن ( لا و لا ) چیست؟ اظهار بی اطلاعی می کرد ، تا این که یکی از شیعیان آن سامان گفت : من می دانم . او را نزد امیر بردند و گفت : منظور حضرت روغن زیتون است *. امیر زخم خود را با روغن زیتون مداوا کرد و خوب شدو آن شخص در اثر این خدمت از مقربان امیر گردید ، ولی دیگران از جمله برخی علمای اهل تسنن نزد امیر از او شکایت کردند که وی از روافض است و به صحابه از جمله معاویه دشنام می دهد . از این رو امیر مجلسی با حضور علما تشکیل داد و از آن آقا در محضر علما پرسید که آیا شما به معاویه دشنام می دهید ؟ وی گفت : بله ، تنها به او بلکه آن کس را که قبل از او خود را خلیفه می دانست عثمان را هم سب می کنم ، نیز به کسی که او را جانشین خود کرد ( خلیفه ثانی ) نیز دشنام می دهم و هم چنین آن کس که او را جانشین و بعد از خود جانشین گردانید ( خلیفه اول) نیز سب می کنم . به هر حال بعد از اعتراف او ، ارتدادش در نزدعلماء و قاضیان ثابت شد ، ولی پیش از صدور حکم قتل وی امیر از آنان درخواست کرد که بگذارید برای ادعای خود ، بینه و دلیل اقامه کند و اگر نتوانست جواب بدهد ، آنگاه حکم قتل او را صادر کنید . اطاعت نمودند و به او گفتند : اقامه دلیل کن ، به چه دلیل آنها را سب می کنی ؟ پاسخ داد : شما میدانید که حاتم طایی یک دختر داشت که بعد از فوت او خدمت پیامبر اکرم (ص) آمد و حضرت به احترام پدر کافر او که به جود و احسان معروف بود ، یک گله گاو و یک گله گوسفند و شتر به او هدیه داد ، ولی همین پیغمبر اکرم (ص) بعد از رحلت خود در میان امت یک دخت گرامی ، فاطمه زهرا را به یادگار گذاشت ، آیا جا داشت حق تنها دخت پیامبر را غصب کنند و فدک را از دست او بگیرند ؟ اهل مجلس منقلب شدند و از جمله امیر و علماء به عزا و گریه پرداختند و تا مدتی که آن شیعی در میان آنها بود محترم بود و شاید نوشته باشند که آنها مستبصر هم شدند. سه سال بعد از این قضیه آن آقا وفات کرد و با تجلیل مفصل ، وی را تشییع جنازه نموده و با احترام دفن نمودند و بر روی قبر او ضریح و گنبد و بارگاهی ساختند و هم اکنون نیز قبرش مورد احترام و زیارتگاه است . از قضا نام او علی و نام پدر او ابوطالب بود ، لذا روی مرقد او نوشته شده است : هذا قَبرُ عَلِیُّ بنُ اَبی طالِبٍ اینجا قبر و مزار علی بن ابی طالب است . و این مکان همان ( مزار شریف) معروف است که الان در افغانستان موردعلاقه و احترام شیعیان است و چه کرامت ها که از قبر او ظاهر گشته است.
مادر من از مادر موسی افضل است
سید مرتضی کشمیری دید عده ایمی خواهند داخل یکی از هجره های مسجد کوفه شوند ولی در آن قفل است و کلید در دستشان نیست و با هم صحبت می کنند که اگر کسی نام مادر حضرت موسی را بگوید قفل باز می شود ، ایشان نزدیک آمد و فرمود : مادر من از مادر موسی افضل است . و گفت : یا فاطمه و دست برد و قفل را بدون کلید باز کرد ! البته ماچنین کاری را نمی کنیم ، هر چند به عظمت و برتری حضرت زهرا بر تمام زنان یقین داریم ، چرا که شرمنده می شویم . این همه عجایب و غرایب و کرامات از علما ظاهر شده به گونه ای که گویا ما خود آن ها را دیده ایم ولی هیچ در ما اثر نمی کند .
هم نامه نا نوشته خوانی !
در قضیه ی تحریم تنباکو ، علمای اصفهان نامه ای برای مرحوم میرزا نوشتند که مضمون آن این بود که مردم چندان از فتوای ایشان استقبال نکردند . حامل نامه ف آقای حاج آقا منیر نزد حاج ملا فتح علی سلطان آبادی می رسد ، ایشان می فرماید : نامه ای با خود داری که در آن چنین و چنان نوشته شده است و تمام نامه را از اول تا آخر برای حامل نامه و در حالی که نامه در جیب او بود ، می خواند! آقای حاج منیر حامل نامه سپس از ایشان خواهش می کند که عملی به ما یاد دهید ، ولی ایشان می فرماید : شما بحر مواج هستید . تا این که بعد از خواهش و التماس می فرمایند : به سه چیز مواظبت کنید (و خود ایشان هم به این سه چیز مواظبت می کرده است) : 1- زیارت عاشورا هر روز . 2- نماز وحشت هر شب برای مومنین و مومنات . 3- نماز اول ماه را ترک نکنید .
عاشقی شیوه مردان بلا کش باشد
از آقا سیخ محمد علی از شاگردان آقا میرزامحمد تقی نقل شده که برای نماز شب بیدار شدم و در اطاق را باز کردم تا برای تطهیر بیرون بروم ، دیدم برف آمده و نمی شود بیرون رفت ، لذا تقریبا از نماز شب آن شب منصرف شدم و برگشتم که بخوابم ، ولی از سوراخ لوله بخاری اطاق صدایی شنیدم که گفته شد : عاشقی ، شیوه ی مردان بلاکش باشد .
شبانه روزی سه ساعت می خوابیدم !
زمانی که ما در کربلا بودیم ، آقا شیخ عبدالله مامقانی در قید حیات بودند و گفته می شد که ایشان شبانه روزی چهار ساعت می خوابد ، ولی در کتاب رجالش نوشته است :تالیف این کتاب سه سال طول کشید و من در این مدت ، شبانه روزی سه ساعت می خوابیدم ! این ها اتمامحجت است برای کسانی که خیال می کنند که اگر خوابشان مقدار اندکی از هشت ساعت کم شود ، میمیرند .
اگر نماز شب نخوانی عاقت می کنم !
آقا سید جمال گلپایگانی به آقازاده خود می فرمود : اگر نماز شب نخوانی ، عاقت می کنم . می بینید برای ترک مستحب فرزندش را عاق می کند . ایشان با اینکار در حقیقت آتیه ی فرزندش را تامین می کرده است ، زیرا هر راهی جز آن ، چه مال چه زمین و ملک و چه گوسفند و دام و ... شکست پذیر است . درتعبدیات کوه کندن و کار طاقت فرسا از ما نخواسته اند ، سخت ترینش نماز شب خواندن است ، که در حقیقت ، تغییر وقت خواب است ، نه اصل بی خوابی. صلوات منهدم کننده گناهان این روایت در کتاب جامع الاخبار ( که در مولف آن اختلاف است که چه کسی است ) از رسول اکرم نقل شده است : هر کس یکبار بر من صلوات بفرستد ، یک ذره از گناهانش باقی نمی ماند .

Skip Navigation Links

 
سايت رسمي آستان مقدس حضرت اباالحسن علي بن محمد الباقر عليه السلام
آدرس دفتر : كاشان ، ميدان جهاد ، دفتر آستان علي بن باقر عليه السلام  تلفن دفتر : 5576743 -0361 
vardehar@gmail.com